مرکز مطالعات سیاست‌گذاری عمومی دانشگاه تهران

ملاحظات درباره دانشگاه منتشر شد

ملاحظات درباره دانشگاه منتشر شد


کتاب ملاحظات درباره دانشگاه جواد طباطبایی با اخذ مجوز از ارشاد برای انتشار از سوی انتشارات مینوی خرد به چاپخانه ارسال شد. کتاب حاوی صور بنیادینی از نگاه طباطبایی به مسائل فرهنگی و آموزشی از دریچه پروژه تاملی درباره ایران است. کتاب پیش‌گفته را می‌توان معاصرترین کتاب طباطبایی دانست که صریح‌ترین موضع درباره سرشت و سرنوشت نهاد دانشگاه پس از انقلاب سال پنجاه و هفت را اتخاذ کرده است. از فصل اول که دانشگاه ایرانشهر نام دارد بگذریم، درخشان‌ترین فصل کتاب را باید فصل دوم با عنوان دانشگاه بومی و دانشگاه ایرانشهر بدانیم که طباطبایی ذیل آن دست به تبیین مقدماتی برای ارائه جارچوبی برای فهم مسائل ایران معاصر از دریچه تفکر ایرانشهری می‌زند. در همین فصل است که این فیلسوف سیاسی علیه نویسندگانی نظیر داود فیرحی نقدهای عمیقی را وارد آورده است. مقدمه کتاب نیز به دلیل دو حمله جانانه به جلال آل‌احمد در پنجاهمین سالگرد مرگش از خواندنی‌ترین بخش‌های کتاب است. شروع سال تحصیلی جدید دانشگاه‌ها در سال جاری همزمان با نشر یک رساله تماما انتقادی علیه دانشگاه را باید به فال نیک‌گرفت. سالی که نکوست از بهارش پیدا است.

بخشی از کتاب:

در آغاز دوران جدید تاریخ اروپا، اومانیسم سیرِ تاریخی بغرنجی بود که با اندیشۀ اصلاح دینی آمیخته شد و تحولی در اعماق حوزه‌های علمیۀ اصلاح دینی و نیز ضد اصلاح دینی به دنبال آورد. بدین سان، به تدریج، و در دوره‌های آتی تاریخ اروپا، حوزه‌های علمیه به نهادهای علم جدیدی تبدیل شدند که آن‌ها را به لاتینی Universitas می‌نامیدند و همان واژه با اندک تغییر صَرفی کمابیش به همۀ زبان‌های اروپایی وارد شد. تبدیل مدرسه‌هایی که به طور عمده به تدریس علوم قدیم اختصاص داشت به «دانشگاه» دگرگونی مهمی در تاریخ علم در اروپا بود. منظورم از این تبدیل صِرفِ تغییر نام نیست؛ واژۀ Universitas سابقه‌ای طولانی در حقوق عمومی اروپایی داشت و با این تغییرِ نام منطقِ این نهاد کهن حقوقی بر نهاد جدیدی که از درون حوزه‌های علمیه سر برآورده بود فرمان راند. واژۀ لاتینی Universitas، که عرب‌ها آن را «الجامعة» ترجمه کرده‌اند، در واقع، پیش از آن‌که «دانشگاه» به معنای جایگاه دانش‌آموزی باشد، به وجه حقوقی «نهاد»ی اشاره دارد که در زبان‌های غیر اروپایی سابقه‌ای و معادلی ندارد…سرمشق دانشگاه تهران نظام مدرسه‌های علمیه نبود، بلکه الگویی که بنیادگذاران در نظر داشتند همان نظام Universitas در اروپا بود. از این‌رو، بر روی نشانی که برای دانشگاه تهران از روی گچ‌بری‌های تزئینی دورۀ ساسانی طراحی شده بود، افزون بر مصراعی از ابوالقاسم فردوسی : میآسای زآموختن یک زمان، به رسم دانشگاه‌های بزرگ اروپا و آمریکا، نام لاتینی آن : Universitas Teheranensis نیز نوشته شده بود تا پیوندی میان واژۀ «دانشگاه»، که از واژه‌های برساختۀ فرهنگستان زبان فارسی بود، و Universitas لاتینی برقرار کند و آن نهاد جدید علم را در زیِّ دانشگاه‌های بزرگ جهان قرار دهد. حذف مصراع فردوسی و عنوان لاتینی از نشان دانشگاه تهران، در جریان انقلاب فرهنگی، و پس از آن، که گویا با هدف قطع پیوند با نظام علمی جهانی، و تأمین استقلال علمی کشور، صورت گرفت، گام نخست برای فروکاستن نظام علمی جدید به نظام «مدرسه»‌هایی بود که از مدت‌ها پیش دستخوش رکود علمی مزمنی شده بودند. پیشتر گفتم که دانشگاه به ضرورتی تأسیس شد؛ آن ضرورت به وضع انحطاط مزمن علم در «مدرسه»‌های سنتی برمی‌گشت که از سده‌ها پیش از تأسیس دانشگاه پیوندهای علم آن با واقعیت جامعۀ ایران گسسته بود.

فهرست کتاب «ملاحظات درباره دانشگاه»

درآمد: نکته‌هایی درباره انتحال
فصل نخست: دانشگاه ایرانشهر
فصل دوم: دانشگاه بومی و دانشگاه ایرانشهر؛ تحلیل یک مورد
فصل سوم: خواهشا نظریه‌پردازی نکنید!
فصل چهارم: نمونه‌ای از «بومی‌سازی» در علوم اجتماعی
فصل پنجم: «تولید» علم بومی و زبان ملی
فصل ششم: کوشش‌های بی‌سابقه برای نابودی فرهنگ ملی
فصل هفتم: «اندیشه‌های سیاسی قرن بیستم» در مسلخ «سمت»
فصل هشتم: نعش بی‌جان جان لاک در دست غسالان
فصل نهم: اندر مناقب هگل به روایت کریم مجتهدی
فصل دهم: سوء تفاهم با جهل
فصل یازدهم: دکان دو نبش در نشر بومی
فصل دوازدهم: ملاحظاتی درباره ترجمه اندیشه سیاسی
فصل سیزدهم: جهل دلیل نیست!
فصل چهاردهم: یک کلمه

خرید کتاب

تمام حقوق مادی و معنوی متعلق به مرکز مطالعات سیاست گذاری عمومی دانشگاه تهران می باشد.