در دفاع از ایده ایران

آذربایجان سر ایران است

روح اله اسلامی

ترکیه سیاست خارجی تهاجمی را با محوریت حمایت از نژادگرایی را دنبال می کند. مانور نظامی در منطقه اران برگزار می کند و پس از آن در کمک به آذربایجان یک جانبه به قره باغ حمله می کنند و بدون رضایت ایران و حتی طی کردن مراحل دیپلماتیک بر طبل جنگ و قومیت گرایی می کوبد. در این میان مسئله با موضوعات تاریخی، قومیتی، زبانی، مذهبی و هویتی گره خورده است که تفکیک نکردن آنها می تواند منافع ملی کشور را به خطر اندازد. به خصوص زمانی که اردوغان در جشن پیروزی و مانور نظامی آذربایجان شعری از شاعری ایرانی خواند و مثل همیشه با تحریف تاریخ و بهره گیری از ذخائر تمدنی و میراث فرهنگی ایران روایت عثمانی گرایی و نژادپرستی را روکش آن ساخت.

1-ترکیه بازیگری می کند: سیاست خارجی ترکیه ایدئولوژیک و بسته نیست بلکه از هر شیوه ممکن استفاده می کند تا نفوذ در منطقه پیدا کند. در قفقاز ترک گرایی را دنبال می کند،در جهان اسلام وحدت کشورهای اسلامی بر محوریت عثمانی را برنامه ریزی کرده است، در رویکردهای منفعت گرا از اسرائیل و آمریکا برای امتیاز گیری بهره می گیرد و رویکردهای مدرن را نیز برای پیوستن به اتحادیه اروپا دنبال می کند. نگاه ابزاری به عقاید و اندیشه ها و محوریت قرار دادن منافع ملی ترکیه سبکی راهبردی و دارای قابلیت بازیگری فراوان در ارتباط با ترکیه و همسایگان فراهم کرده است. این سبک می تواند شاخص های راهبردی در هر منطقه را کم و زیاد کند و برای امتیاز گیری و گسترش مرحله ای و تدریجی خواسته ها بسیار مناسب است. البته اقدام تحریفی و اشتباه اردوغان با واکنش های سریع شهروندان و نخبگان کشور رو به رو گردید و به او یادآوری شد کاری که استالین با ایدئولوژی مارکسیستی در 1324 نتوانست انجام دهد این لقمه برای گلوی او بیش از حد بزرگ است.

2-آذربایجان سر و عقل ایران است: در این میان رویکرد قومیتی و تهاجمی و جنگ طلبانه ترکیه در مسئله قره باغ و به خصوص رجزخوانی ها و اشعاری که تحریف نیز به حساب می آید منافع ملی ایران را به خطر می اندازد. منطقه اران که در طول تاریخ جز خاک ایران بوده است و [شامل] کشور[هایی می‌شود که امروزه] جمهوری ارمنستان و جمهوری آذربایجان [نامیده می‌شوند] به زور و با اشغال نظامی روسیه از ایران جدا شدند، اکنون در نبود ایده ایران مسالمت آمیز در جنگ هستند. رویکرد اردوغان و ترکیه قومیت گرایی است اما برای ایران مسئله آن است که آذربایجان سر و عقل ایران است. آذربایجان ملی گراترین نخبگان ایرانی و راهبردی ترین گرانیگاه ورود تجدد و مشروطیت به ایران بوده است. حکمت خسروانی زرتشت در آذربایجان بوده است و شاعران بزرگ از مولوی تا نظامی در این منطقه پایه های ایران را حفظ کرده اند. بنابراین اقدام یک جانبه و نژادپرستانه و جنگ طلبانه ترکیه از سوی ایران هر چند در روایت واقع گرایی امکان بازیگری برای ترکیه فراهم کرده است اما از منظر قواعد حسن همجواری تحریف و تعارض منافع را به دنبال دارد.

4-امکان تغییرات مرزی بی معنا است: تغییرات مرزی که در خاورمیانه به وجود آمده است پس از معاهدات و توافق های فراوان بین المللی بوده است. جنگ ها و مداخلات فراوان و تصویب های داخلی و خارجی منطقه را به شکل فعلی ایجاد کرده است. قسمت های زیادی از فلات ایران از دولت کشور ایران جدا شدند و در آذربایجان و منطقه قفقاز زمان جدایی و اشغالی که روسیه انجام داد بیانیه ها، نوشته ها و اشعار فراوانی توسط ایرانیان جدا شده از کشور برای پیوستن به خاک ایران گفته و آنچه اردوغان خواند در اصل دلتنگی آذربایجانی ها برای پیوستن به سرزمین خودشان یعنی ایران بود. در شرایط فعلی هر گونه حرکت تهاجمی به خصوص از نوع قومیت گرایی ترکیه منطقه را به جنگ و آشوب می کشاند و احترام به تمامیت ارضی همه کشورها و کمک به دیپلماسی و روابط حسن همجواری کمک کننده است.

5-در سیاست داخله باید دولت کشور ملی را اولویت باشد: ایران امپراطوری اندیشه است و دارای قدرت نرم زیادی است که ریشه های تاریخی از عهد باستان تا کنون دارد. نیاز به سیاست گذاری بی طرف در امور فرقه ای و قبیله ای است تا امر ملی بتواند خود را نمایان سازد. هر گونه قوم و خویش گرایی و کنار زدن تخصص با روبنای تعهد و امر اخلاقی جر نابودی امر ملی و کنار زدن کارآمدی حکومت نیست. کارآمدی حکومت به معنای ارائه خدمات تخصصی و بر عهده گرفتن امر حاکمیت توسط حکومت است. اگر حکومت به هر شخص، نهاد، حزب و گروهی باج دهد و در حاکمیت رخنه شکل گیرد و یا اینکه به جای امور حاکمیتی امور تصدی گری در دستور کار قرار گیرد امر ملی تضعیف می گردد. امر ملی همان عقلانیت حکومت مندی است که عامل رضایت شهروندان و ایجاد کننده مشروعیت برای دولت کشور است. در غیاب کارآمدی و مشروعیت امر ملی جذابیت خود برای شهروندان را از دست می دهد و ممکن است در عصر اطلاعات شبکه های قدرت نرم اطراف ایران بازنمایی اغراق آمیزی از خود در برابر واقعیت های ایران نشان دهند.

6-در سیاست خارجی درگیری با کشورهای مرکز امکان بازیگری منطقه ای را سلب می کند: سیاست خارجه نیز نیاز به دفاع از منافع ملی و حفظ دولت کشور ایران به هر شکل ممکن است. فلات ایران دقیقا بر دولت کشور ایران تطبیق ندارد و بخش های زیادی از هویت، تاریخ، زبان، مذهب، آیین و رسوم ایرانی در همسایگان اشتراک داد. این اشتراک عامل همگرایی و زندگی مسالمت آمیز است. هر چه موازی کاری نهادها و رویکردهای ایدئولوژیک و امنیتی به کنار رود محیط مناسبی برای تقویت فعالیت ها بر محور ظرفیت های فرهنگ ایرانی فراهم می گردد. درگیری با کشورهای مرکز و یا بازیگری نکردن می تواند قدرت اقتصادی و سیاسی ایران جهت حضور مناسب و موثر در رویدادهای سیاسی را کاهش دهد و حتی کشورهای ذره ای نیز جرات جسارت پیدا می کنند. بدون زیرساخت های نظامی، قدرت بازدارندگی، دیپلماسی سطح بالا، روابط با کشورهای موثر، توان اقتصادی نمی توان از قدرت نرم ایران گفت و جهت عملیاتی کردن ایده ایران نیاز به الزامات واقع گرایانه است. در نبود سیاست گذاری اقتصادی و امور خارجه قدرت نرم در قالب ادبیات و تاریخ و در حکم اندرزنامه نویسی رواج خواهد یافت.

7-قدرت نرم ایران در داخل و خارج از کشور حبس شده است: موسیقی، هنر، ادبیات، عرفان، تشیع، نوروز، پرسپولیس، پاسارگاد، زبان فارسی، مجموعه های زیارتی و گردشگری و فرهنگ متکثر و در عین حال وحدت گرای ایران قدرت نرمی ایجاد کرده است که حتی بدون مداخله جاذبه اثرگذاری بالایی دارد. کشورهای همسایه ایران از توان قبیله ای و فرقه ای خود که اغلب هم بدوی و عقب مانده است و عامل اختلاف و درگیری استفاده می کنند و حتی آنجایی که پیام جهانی دارند به سراغ نوروز، فردوسی، رودکی، سامانیان، مولوی، فارابی، زرتشت، عرفان، تشیع، نظام الملک و … که نمادها، مفاهیم و ایده ایران هستند می روند. اکنون ایده ایران در ایران حبس شده است و به بازی گرفته نمی شود. ایده ایران صلح گرا، با ادب، متواضع، باستانی، تداومی و هوشمند است. ترکیه به هر ابزاری برای دفاع از منافع ملی خود چنگ می زند و حتی ترک گرایی، اسلام گرایی، غرب گرایی، موازنه گرایی با مهره اسرائیل، تحریف اندیشه های ایرانی را انتخاب می کند تا در منطقه نفوذ داشته باشد. ما در دریای ایران غرق شده ایم از آن استفاده نمی کنیم. ایده ایران باید از قرنطینه خارج گردد که اگر همچنان زیبایی، هنر، ادب و شکوه ایران را مخفی کنیم فرقه ها و قومیت های بدوی با خشونت و جنگ کشور را محاصره خواهند کرد.

9-راه حل احیا ایران حکومت قانون است: آنجا که ساکت نشستیم و از ایران به لحاظ فکری و فرهنگی دفاع نکردیم از قدرت های مرکز تا ریز کشورهای منطقه نه تنها توهین که به خاک ایران چشم طمع پیدا کرده اند. دانشگاه و حوزه در ایران باید امر ملی را در جهت دولت کشور ایران ترویج دهند. ما جز ایران خانه و کاشانه ای نداریم و همه هستی و سهم ما از جهان وطنی است که به آن افتخار می کنیم. هیچ راهی برای سعادت نیست و تنها مسیرمان آبادانی کشور است. ایرانی که همه شهروندان آزاد و برابر در حکومتی قانونی و متخصص دارای حاکمیت مطلقه زندگی می کنند. کشوری که بر اساس ایده ایران الگو برای منطقه است. دانشگاه ها و حوزه های ایران به علت غلبه روش های چپ گرا و پست و سویه های پدیدارشناسانه نتوانستند ایران را به درستی ساماندهی نظری کنند. آشفتگی مفهومی و برداشت اشتباه از توسعه، دموکراسی، تکتثرگرایی، حقوق بشر و مدنیت که اغلب با مطالعه ناقص و برداشت های اشتباه از سنت و تجدد در قامت روشنفکران و سنت گرایان ایدئولوژیک انجام گرفت توانایی پوشش دادن ایده ایران را نداشت. سیستان و بلوچستان، کردستان، خوزستان، آذربایجان، شیراز، اصفهان و تهران و … ستون های ایران هستند. همه شهرها و استان ها در پیوند با ایران معنا دارند و اگر بر اساس همزیستی مسالمت آمیز و فنون واقع گرای حکومت مندی ایرانشهری گرد هم آیند فلات ایران کاملا در همگرایی و نزدیکی ایران بزرگ فرهنگی است و می توان قدرت مخرب و تهاجم های تروریستی و تکفیری قومی و فرقه ای و همینطور بازی های خطرناک روسیه، اسرائیل، آمریکا را مهار کرد. در مورد ایران نباید سهل انگاری کرد و هر گونه سکوت و خاموشی در برابر حمله به ایده ایران برابر با بی خانمانی و بی وطنی در قرن بیست و یکم است.

 

 

نظرات