درس های شکست از کرونا!

✍️ ولی‌اله وحدانی نیا

یک:

🔻منطق حکمرانی در بحران

تجربه و عملکرد کشورهای درگیر در  #کرونا دو الگوی موفق مدیریت بحران کرونا را نشان می‌دهد؛

🔹رویکرد بشدت سختگیرانه و قرنطینه‌سازی و ایزولاسیون جمعی که مبتنی است بر مسدود کردن مسیرها و ارتباطات اجتماعی و قرنطینه اجباری به همراه تحرک گسترده اقدامات پزشکی و به طبع تعطیلی فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی.

🔹رویکرد فاصله‌گذاری اجتماعی با محوریت بیماریابی فعال و انجام آزمایش گسترده، تشخیص و درمان و قرنطینه موارد، که به این ترتیب دولت این امکان را فراهم می‌کند تا کار‌ها تعطیل نشوند و زیان اقتصادی به حداقل برسد.

در هردوی این الگوها؛ همکاری ، پشتکار ، نظم‌پذیری ، مشارکت و همراهی آگاهانه مردم  چشمگیر و از دلایل موفقیت نسبی تا کامل کشورهایی مثل کره جنوبی، چین، سنگاپور و آلمان، و… در مدیریت بحران کرونا بوده است.

بعلاوه، سطح توسعه‌یافتگی، داشتن چشم‌انداز گسترده سلامت عمومی و نظم و انسجام سیستم سلامت نیز بسیار تعیین‌کننده بوده است.

مقدم بر اینها، مهمترین فاکتور موفقیت این قبیل کشورها «آمادگی از پیش» بوده است.

اما، آنچه تحقق چنین موفقیتی را تضمین کرده است، «منطق حکمرانی» پشت آن است.

علی رغم تفاوت نظام‌های حکومتی و ساخت اجتماعی و فرهنگی کشورهای مورد بحث، منطق حکمرانی آنها مشابه است یعنی: نوعی «یکپارچگی» دیده می‌شود که با «انسجام سیاستی درون حکومت» و «همگرایی و همراهی عمومی جامعه با حکومت» معرفی شده و لازمه کار با مسائل و بحران‌های پیچیده و بغرنج عمومی  از جمله مسائل جاری و نوظهور سلامت عمومی است.

📌در خصوص عملکرد ما؛

ضمن تأیید تأثیر تحریم‌ها اما، مواردی مثل «ضعف ادراکی» و «ضعف آمادگی از قبل»  و «ضعف منطق حکمرانی» مشهود بوده است.

علی رغم دعاوی رسانه‌ای اما ایران، بواسطه نداشتن آمادگی و یک برنامه‌ریزی شایسته از قبل برای موضوعات «دفاع بیولوژیک» و «رهبری بحران» در برابر شیوع بحرانی کرونا غافلگیر شد.

گرچه، از گذشته خوشه‌سازی‌های نهادی با اهداف «دفاع زیستی» و «مدیریت بحران» در کشور ایجاد شده است ولی خلاء کارکردی این نهادها در صحنه واقعی عمل، تکان‌دهنده است؛

نهادهایی که هریک به سهم خود بایستی برای چنین روزهایی از قبل آمادگی می‌داشتند و در دیدبانی و مراقبت پیشگیرانه، از ابتدای انتشار اخبار شیوع چنین ویروسی در چین، اقدامات و تدابیر دقیقی برای پایش و رصد احتمالات انتشار ویروس به ایران صورت می‌دادند.

 

دو:

🔻الزامات رهبری بحران کرونا

پس از گذشت 9 ماه مواجهه با ویروس نوپدید کرونا و غلطیدن به درون بحرانی پیچیده و مهلک امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که #کووید19 یک پدیده پیچیده زیستی و اجتماعی است و مهار آن گرچه به تدارکات بهداشتی و درمانی نیاز دارد اما، به رفتار فردی، اعتماد اجتماعی، همگرایی عمومی، هماهنگی و انسجام تمام بخش‌ها و سطوح سیاستگذاری در حکومت و همگرایی و همراهی عمومی جامعه (اعم از بازار و جامعه مدنی و مردم) وابسته است.

فائق آمدن بر چنین بحران پیچیده ای؛

▫️مستلزم بازشناختن ابعاد مسأله، بازبینی مکرر تصمیمات اتخاذ شده و اقدامات و تجارب مثبت و منفی و یادگیری و تطبیق مستمر و روبه جلو با وضعیت است،

▫️مستلزم آرامش و رفتار حرفه ای رهبران  است،

▫️مستلزم پذیرابودن در قبال انتقادات است،

▫️مستلزم توجه به تقاطع ارزشها و اجتناب از دوگانه سازی غیرضرور مابین ارزش‌های عمومی است،

▫️مستلزم اطلاع رسانی صادقانه به مردم و در بین بخش‌ها و سطوح تصمیم‌گیری و اقدام است،

▫️مستلزم تفویض اختیار گسترده برای مواجهه خلاقانه با مسأله تا محلی‌ترین سطوح اداره عمومی است،

▫️مستلزم همدلی با مردم است،

▫️مستلزم توانمندسازی(ارتقای نگرش، دانش و مهارت) مردم است،

▫️مستلزم انسجام سیاستی و عملکردی درون حکومت است (رویکرد بسیج تمام حکومت)،

▫️مستلزم همگرایی در جامعه است(رویکرد بسیج کل جامعه)،

▫️مستلزم حضور و نقش آفرینی محسوس رهبران سیاسی و صحبت مستقیم و همدلانه با مردم است،

▫️مستلزم حضور و نقش آفرینی رهبران مذهبی و اجتماعی و هدایت مستقیم و همدلانه مردم است،

▫️مستلزم ظرفیت سازی در نظام اداری حکومت است،

▫️و مستلزم بازشناختن و بکارانداختن تمامی ظرفیت‌های ملی است.

 

سه:

🔻نسخه ایرانی رهبری بحران

مقابله با بحران کووید19 بعنوان یک پدیده پیچیده زیستی-اجتماعی ، در بستر نظام‌های مختلف سیاسی، اداری و ساخت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جوامع، عملکرد و نتایج متفاوتی به بار آورده است.

بنابراین، گرچه، در موفقیت و شکست دیگر کشورها درس‌هایی مهم برای یادگیری است اما، با لحاظ شرایط و متن سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران و تجربه تشدیدشونده ما از بحران، پرواضح است که نسخه‌های چینی یا انگلیسی یا امریکایی یا فرانسوی مدیریت کرونا، لزوما پاسخگوی شرایط و تجربه ما از بحران نیست و راه‌حل‌های ما باید با شرایط و تجربه زیست بوم ایرانی طراحی و با سطح محلی شهرها و روستاها و محلات ما منطبق باشد.

به عبارتی، راه برون رفت از این بحران و نقطه عزیمت برای تخفیف و مهار این بحران را بایستی با درس گرفتن از درون تجربه زیسته ایرانی با بحران کرونا جستجو کنیم؛ آنجا که موفقیت‌هایی داشته‌ایم و آنجاکه شکست خورده‌ایم می‌تواند کلید راهنمای ما بر گشودن راهی به بیرون از بحران باشد.

ما به نسخه خودمان نیاز داریم ما باید یاد بگیریم اما بیشتر از خودمان و تجارب محلی خودمان یعنی دقیقا جایی که بر روی کف زمین واقعیت، باید تغییر نگرش و دانش و مهارت در فرد فرد افراد جامعه ایجاد شود بخصوص که راه‌حل‌های مطرح شده برای مهار بحران و مدیریت آثار منفی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی آن فقط و فقط زمانی موفق خواهند بود که در سطوح محلی شهرها و روستاها قابل انطباق و پذیرش عمومی باشند.

در عین حال، در نسخه‌های مدیریت بحران کشورهای دیگر، درس‌های مفیدی نهفته است مثل؛

سبک ارتباط‌ عمومی نخست وزیر سنگاپور در خطاب قراردادن مردم و صحبت روشن و آرام با آنها از آن‌چه در حال رخ دادن است، آن‌چه دولت یاد گرفته و یاد می‌گیرد، اقداماتی که انجام می‌دهد و آن‌چه مردم بایستی انجام دهند

یا نقش فرهنگ بهداشتی مردم ژاپن در خودمراقبتی و مهار بحران علی رغم نقش ضعیف حکومتی

یا موفقیت کره جنوبی در غلبه بر بحران که ناشی از حافظه تاریخی سارس و مرس و کسب آمادگی قبلی برای بحران، ردیابی گسترده موارد تماس و مهار بحران بدون متوقف کردن جریان زندگی اقتصادی و اجتماعی بود.

مهمترین درس  همه تجارب موفق این است که گرچه نقش حکومت مهم است اما رفتار مردم حرف اول و آخر را در موفقیت مقابله با بحران می زند و اینگونه رویکرد بسیج عمومی کل جامعه بیش از هر زمان اهمیت و ضرورت می‌یابد.

 

چهار:

🔻سه چالش اساسی رهبری بحران  کرونا

تجربه جهان از همه‌گیری #کووید19 و نیز تجربه 9 ماهه ایران، نشان می‌دهد که ماهیت این بحران سه چالش یا بعد اساسی دارد؛

▫️چالش زیست-پزشکی

▫️چالش رفتاری-اجتماعی

▫️چالش حکمرانی

به عبارتی، بحران کووید19 یک پدیده صرفا زیست-پزشکی نیست که در حیطه تخصصی پزشکان و مداخلات درمانی جای گیرد بلکه پدیده‌ای چندبعدی است که

علاوه بر مداخله بهداشتی و پزشکی مستلزم تمرکز بر رفتار فردی و عملکرد جمعی جامعه است چراکه تماس‌های اجتماعی دام انتشار ویروس است .

در این میان، نقش حکمرانی بحران بسیار تعیین‌کننده است هم از منظر منطق حکمرانی و هم میزان چابکی حکومت.

بنابراین، پرسش/ نقد اساسی که به نحوه رهبری بحران کرونا در ایران مطرح می شود این است که:

🔍ترکیب تخصصی ستاد کرونا چیست؟

🔍جایگاه متخصصان اپیدمیولوژی، جامعه شناسی، سیاستگذاری عمومی، روانشناسی اجتماعی، علوم تربیتی، اقتصادرفتاری و … در رویه های تصمیم سازی این “ستاد” کجاست؟

🔍جایگاه کنشگران جامعه مدنی، سمن ها و اصناف و دیگر بازیگران کلیدی جامعه در تصمیم سازی و اجرای سیاست ها کجاست؟

🔍اساسا، استفاده از مفهوم “ستاد” برای این شکل از دورهمی هفتگی دستگاههای حکومتی موضوعیت دارد؟

 

پنج:

🔻آثار سیستمی اقدامات

یک مسأله اصلی در بحران کرونا، بار آثار و پیامدهای بحران بر حوزه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و زیست محیطی و… است.

رهبران سیاسی کشور بایستی توجه دقیقی به وابستگی متقابل سیاست ها و رفتار سیستمی داشته باشند.

اقدامات بهداشتی و درمانی و اقدامات تنظیمی رفتار اجتماعی، با وضعیت اقتصادی پیوند و وابستگی متقابل دارند و بر اساس اصل دینامیک سیستم‌ها در حلقه‌های بازخوردی از همدیگر تأثیر بپذیرد؛

بحران بخش درمان و بحران اقتصادی ارتباط درهم‌تنیده‌ای با هم دارند و تدابیری برای کاهش بحران در یک بخش می‌تواند بر بحران در بخش دیگر اثر منفی بگذارد یا از شدت آن بکاهد.

هزینه های درمانی و اقدامات حفاظتی/انسدادی باعث مشکلات شدید اقتصادی می‌شود و در مقابل سیاست‌هایی که برای کاهش این مشکلات اقتصادی درپیش‌گرفته می‌شوند می‌توانند اقدامات درمانی را تقویت یا تضعیف کنند.

سیاست تعطیلی، به تعطیلی کسب‌وکارها، از دست دادن شغل، ناتوانی در بازپرداخت وام‌ها و توقف سرمایه‌گذاری و فقر می‌انجامد و چرخه باطلی را شکل می‌دهد.

این وابستگی‌های متقابل و بروز رفتار سیستمی اکنون به اصلی‌ترین چالش پیش‌روی کشورها تبدیل شده است و به‌ مرور اهمیت بیشتری نیز پیدا کرده است.

پس احتمالا، در نبود یک سیاستگذاری منسجم مبتنی بر راهبرد ردیابی و انسداد خوشه ای انتشار ویروس، که با انجام آزمایش گسترده، شناسایی و قرنطینه موارد ممکن است، صرف متوصل شدن به تدابیر حفاظتی/انسدادی شدید نمی تواند نسخه مؤثری برای کشور باشد .

در هرحال، با تجربه اقدام و عدم اقدام در ماههای گذشته، روشن است که اگر حکومت و رهبران سیاسی حاکم نتوانند روندها را درک و الگوی پدیده‌ها و اثر رفتار سیستمی آنها را بشناسند و پیش‌دستانه برای مشکلات آینده برنامه‌ریزی کنند، ممکن است در دام چرخۀ باطل همه‌گیری- سقوط اقتصادی- اسیب اجتماعی گیر افتاده و زندگی میلیون‌ها نفر تحت تأثیر قرار گیرد و  دهها هزار جان بیشتر از دست رفته یا حتی ثبات سیاسی مختل و تهدید امنیتی شکل بگیرد.

 

شش:

🔻رهبری فروتنانه بحران

دولتها برای مواجهه با بحران کرونا دو گزینه بیشتر ندارند؛

1- اقدامات پیشگیرانه

2- اقدامات تخفیف دهنده

دیدگاه پیشگیرانه و البته آمادگی‌ قبلی، دلیل عمده توفیق برخی کشورها است. در مقابل، کشورهایی که از ظرفیت‌سازی پیشگیرانه غافل مانده‌اند به ناچار، اتخاذ اقدامات تخفیف دهنده بحران را در دستورکار گذاشته اند تا روند شیوع را مهار و به نحوی کنترل کنند که از عهده رسیدگی به موارد ابتلاء و بیماری و ممانعت از مرگ‌شان برآیند.

بر منطق رویکرد تخفیف، تمرکز بر  «هموارشدن» شیب منحنی شیوع بیماری برای رسیدن به وضعیتی قابل مدیریت است؛ سناریوی خوشبینانه از طریق اتخاذ و اجرای سیاست‌هایی برای از هم دورماندن مردم، با کمک تدابیر حفاظتی همچون در خانه ماندن، تعطیلات گسترده و قرنطینۀ کامل.

بدبینانه‌ترین سناریو وضعیتی است که در ایتالیا تجربه شد و شیب منحنی به حدی بود که بیمارستان‌ها بیش از حد ظرفیت پر شد و به ‌ناچار تصمیمات پزشکی غم‌انگیزی در مورد برخی بیماران گرفته شد.

سیاستگذاری با منطق تخفیف، برای این است تا موارد بیماری از ظرفیت خدماتی نظام درمانی بیشی نگیرند و اینگونه برای نظام درمانی زمان خریده شود تا فرصت تطبیق‌دهی و بازتوانی خود را داشته باشد گرچه، چنین رویکردی از جنبه اخلاقی مورد نقد و پرسش جدی است.

درهرحال، ناشناخته های ویروس زیاد است و همچنان در حال انتشار در جهان می باشد بطوریکه، علی رغم امید نهفته در اخبار تولید واکسن، افق زمانی کوتاه مدتی برای موفقیت وجود ندارد. پس، پرواضح است که با رویکرد تخفیف دهنده در درازمدت، تاب آوری کشور در برابر این بحران پیچیده سیستمی محدود و محدوتر خواهد شد. از طرفی، سبک رهبری «شل کن، سفت کن» بحران از طریق اتخاذ سیاست های تخفیف دهنده روی کاغذ! آنهم بدون تمرکز راهبردی بر اقدامات پیشگیرانه محکوم به شکست و افتادن در دور باطل تشدید بحران است.

 

روشن است که باید با جدیت و اهتمام بیشتر از پیش، اقدامات پیشگیرانه در دو حوزه زیست-پزشکی و اجتماعی در دستورکار باشند و پیگیرانه عملیاتی گردند. اقداماتی مثل:

▫️در حوزه زیست پزشکی:

– آزمایش، آزمایش، آزمایش و ردیابی موارد آلودگی و قرنطینه و شروع به موقع درمان

▫️در حوزه اجتماعی:

-ارتقای فرهنگ بهداشتی جامعه( شسشتوی دستها، استفاده از ماسک، اجتناب از تماس های اجتماعی، استفاده از مواد ضدعفونی کننده و…)

▫️توانمندسازی افراد جامعه (اصلاح نگرش افراد، توسعه دانش افراد، بهبود عملکرد فردی)

این در حالیست که، چالش اجرای سیاستها باقیست. تجربه 9 ماهه مواجهه ما با کووید19 هم آموخت که با دیدگاه متکبرانه حکومت محور به اداره بحران، ما حاصلی بیشتر از «خطابه های آراسته» و «گلچینی از اقدامات مقابله ای روی کاغذ» نخواهیم داشت

ما نیازمند گذار به سبکی فروتنانه از رهبری بحران هستیم که بپذیرد در کنار مردم و بازیگران جامعه مدنی و بازار باشد و برای اتخاذ و اجرای موفق تدابیر مقابله ای با بخش ها و سطوح مختلف حکومت و جامعه کار کند نه اینکه؛ اسیر تقلیل گرایی شناختی بوده و با بخشی نگری افراطی در پی ریاست یک بخش بر بخش های دیگر باشد و تصمیم تا فیها خالدون همه چیز را در مرکز و دورهمی هفتگی با رئیس جمهور بداند!

 

هفت:

🔻سیاستگذاری کله گنجشکی

شواهد و استدلالهایی وجود دارد که نشان می‌دهد احتمالا سیاست تعطیلی کامل مؤثرترین رویکرد نیست.

از قبیل؛

▫️ چالش‌ اخلاقی و نزاع ارزش عمومی نهفته در این نوع سیاست،

▫️ظرفیت نظام سلامت که در اغلب کشورها در درازمدت حتی پاسخگوی یک منحنی هموار شیوع هم نیست

▫️وضعیت تراکم جمعیتی، الگوی شهرسازی، بافت متراکم مسکونی، فرهنگ و خلق و خو و سبک تعاملات اجتماعی در بسیاری از مناطق به گونه‌ای است که ایده فاصله‌گذاری اجتماعی را به خیالی خام بدل می‌کند،

▫️مسأله تأمین مایحتاج افراد در شرایط انسداد اجتماعی و اقتصادی بخصوص در اقتصاد تحت تحریم و  بیمار ایران،

▫️ نارسایی ساخت سیاسی و اداری و اجتماعی ما برای اجرای موفق این سیاست که متکی بر یک رویکرد سفت و سخت دستور و کنترل است،

▫️روشن نبودن افق زمانی پایان بحران  که آن‌چه اهمیت دارد این است که در درازمدت آثار منفی بار تحمیلی این رویکرد بر حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، توسعه ای، سلامت و محیط زیست  قابل تحمل نیست بخصوص که چرخه های بازخوردی رفتار سیستم، تشدید بحران را در پی خواهد داشت،

▫️و…

از طرفی، سیاست تعطیلات و محدودیت های اجباری تحرک اجتماعی، یک گزینه سیاستی صرفا موقتی  و مقدماتی است تا اصل راهبردی و تعیین‌کننده مدیریت بحران فراهم گردد؛ یعنی تمرکز بر آزمایش، ردیابی موارد تماس و قرنطینه .

این همان نقطه امید پایان تعطیلی و بازیابی جریان زندگی اقتصادی و اجتماعی است که سازمان جهانی بهداشت اکیدا و مکررا توصیه می کند؛ دستورالعملی روشن برای اجتناب از تبدیل یک همه‌گیری‌ به پاندمی:

🔹1. #آزمایش ؛ تا مشخص شود چه کسی مبتلاست

🔹2. #ردیابی_موارد_تماس ؛ برای یافتن کسانی که با شخص مبتلا در ارتباط بوده‌اند

🔹3. #قرنطینه ؛ تمامی افراد در تماس به طول مدت نهفتگی بیماری جهت توقف زنجیرۀ انتقال ویروس.

👌هدف اصلی این است تا اشراف لازم بر خوشه‌های انتشار ویروس کسب و انتشار ویروس تحت کنترل و نهایتا بطور کامل متوقف گردد.

علی رغم وضوح این مهم، و البته اعلام رسمی آن روی کاغذ! ولی می بینیم که در صحنه عمل  عملیاتی نمی شود.

پاسخ به چرایی این مسأله محل درس گیری ما از تجربه 9 ماهه مقابله با بحران و راهنمای برنامه ریزی و انطباق روبه جلو است؛

پاسخ هایی مثل:

📌 ضعف سبک رهبری بحران

📌ضعف قابلیتی نظام سلامت که ریشه در درک حداقلی از سلامت و موضوعات تحولی نظام سلامت دارد و سالهاست به غلبه تک صدایی در تولیت سلامت مردم  انجامیده است و با حاشیه راندن دیدگاه پیشگیری؛ ضعف های بنیادینی برای نظام سلامت ما بوجود آورده است که نه تنها در دیدبانی، کسب آمادگی قبلی برای بحران و برنامه ریزی پیش دستانه انطباقی در بحران، ناتوان عمل می کند بلکه، بعد از چندین ماه آزمون و خطا و دعوی عجولانه شاگرد اولی و معلمی بحران برای جهانیان!، نتوانسته به نحوی شایسته از عهده مهمترین و مؤثرترین چاره بحران کووید 19 برآید؛

یعنی انجام آزمایش گسترده، ردیابی موارد تماس و قرنطینه

الگویی از اقدام و عدم اقدام در مقابله با بحران که می توان آن را #رویکرد_سیاستگذاری_کله_گنجشکی  نامید.{تمثیل روزه کله گنجشکی یک کودک!}

 

هشت:

🔻هوشمندتر از ویروس باشیم

خیلی زود هوشمندی ویروس را دست کم گرفتیم و بدون داشتن یک راهبرد بیماریابی فعال و انسداد خوشه‌ای موارد شیوع، قبل از اینکه بتوانیم شیوع را تحت کنترل درآوریم و بر خوشه‌های انتشار آن اشراف پیدا کنیم، به بازی کلامی و اعلام سیاست‌هایی بر روی کاغذ مثل «فاصله‌گذاری اجتماعی هوشمند»، رو آوردیم و اینگونه از روندها و برنامه‌ریزی و پیشگیری خطر تشدید شیوع در پاییز و زمستان غافل شدیم.

نتایج تلخ این سبک مدیریت بحران کرونا در ماههای گذشته نشان می‌دهد؛

آنچه ما برای مواجهه با این بحران نیاز داریم چیزی متفاوت از یک برداشت کاریکاتوری از رویکرد «فرماندهی و کنترل» به اداره بحران است!

بلکه، ما به تعامل و اعتماد و همدلی عمیق و گسترده‌تر بین مسولان و با عامه مردم نیاز داریم؛ سبکی از رهبری بحران که به مردم کمک کند بر خودخواهی‌ها، تنبلی‌ها و ترس و ضعف و محدودیت‌های مراقبت از خود غلبه کنند و جریان زندگی هوشمندانه‌تر از ویروس داشته باشند.

 

نُه:

🔻راهبرد آزمایش، ردیابی تماس، قرنطینه

این پرسش‌های بزرگ وجود دارد:

🔍در وضعیت همه‌گیری که ما(ایران) به درون آن غلطیده ایم، چه اقداماتی و تا چه حد مؤثر است؟

🔍حتی اگر مؤثر باشد چطور این وضعیت اوج‌گیری شیوع را معکوس و به صفر برسیم؟

از منظر چالش زیست-پزشکی بحران کرونا:

علی رغم اخبار امیدوارکننده درباره واکسن هنوزهم افق زمانی نزدیکی برای دسترسی مردم ما وجود ندارد.

از طرفی، روشن است که مهم‌ترین مسئله ما تاکنون و در همین لحظه «در دسترس بودنِ وسیع آزمایش‌های دقیق تشخیص کرونا برای عموم مردم است و سپس تحرک گسترده برای ردیابی موارد تماس و قرنطینه موارد تماس بصورت داوطلبانه یا اجباری»

لذا؛

▫️برنامه ما برای انجام کافی آزمایشات تشخیصی چیست؟

▫️در کجا و چگونه آزمایش می‌گیریم؟

▫️در چه زمانبندی نتیجه را به اطلاع فرد و نظام مراقبتی‌مان می‌رسانیم؟

▫️کدام نظام مراقبتی؟!

▫️آیا ظرفیت سیستمی لازم برای پایش و فالوآپ موارد ابتلاء را ایجاد کرده‌ایم؟

▫️آیا ظرفیت سازی برای ردیابی تماس‌ها و انجام قرنطینه در مقیاس وسیع داریم؟

▫️آیا سازماندهی شایسته برای گردآوری داده و اطلاعات و تصمیم‌سازی مبتنی بر شواهد داریم؟

▫️آیا تیمی برای تحلیل رفتار سیستمی و برنامه ریزی جهت مقابله با آثار اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و سلامت ناشی از بحران ایجاد کرده‌ایم؟

 

دَه:

🔻دام اجتماعی ویروس

مثل بیشتر مسائل جاری و نوظهور سلامت عمومی، کروناویروس هم بیشتر از آنکه یک بیماری و نیازمند «درمان» باشد، یک  پدیده اجتماعی است که باید «مدیریت»  شود. به همین دلیل، منطق حکمرانی  و سبک رهبری بحران بسیار مهم است.

از منظر چالش اجتماعی بحران ؛

راه‌حل‌ها در دو بخش است؛ محدودکردن زمینه «تماس افراد بعنوان دام انتشار ویروس» و دیگری پیشگیری/تخفیف آثار اجتماعی و اقتصادی و توسعه ای بحران کرونا.

برای از بین بردن دام اجتماعی ویروس با سه مشکل  احتمالی مواجه هستیم؛

▫️افراد خطر ویروس را دست کم می‌گیرند(ادراک خطر پایین)

▫️افراد نمی دانند چگونه از خود و دیگران مراقبت کنند(ضعف دانشی و مهارتی)

▫️افراد امکان  خودمراقبتی و اجتناب از تماس اجتماعی را ندارند

از همین رو، بایستی سیاست‌هایی منسجم برای توانمدسازی افراد جامعه داشته باشیم مثل آموزش فراگیر افراد جامعه با هدف؛

▫️اصلاح نگرش‌ و توسعه ادراک خطر افراد،

▫️توسعه دانش آنها از پیشگیری و خودمراقبتی و مراقبت از دیگران و

▫️بهبود مهارتهای رفتاری افراد برای اجتناب از تماس

برای کمک به افراد تا امکان اجتناب از تماس اجتماعی و خودمراقبتی را داشته باشند؛

در استفاده از ابزارهای سیاستی اجباری مثل جریمه و نیروی پلیسی، توجه به وضعیت و محدودیت های فیزیکی و فرهنگی و الزامات و شرایط محلی و فرهنگی متن زندگی مردم ضروری است که بر همین اساس بایستی اصل انسجام سیاستها را در نظر داشت و بسته  منسجمی از اقدامات محدودیت های تحرک اجتماعی تا حمایت های رفاهی و معیشتی و بهداشتی مدنظر قرار گیرد.:

▫️سیاست تعطیلات اگر ممکن و در کنترل رفتار افراد اثربخش است!  وقتی تعطیلات مسافرت ها را در پی دارد پس، نیازمند یک سیاست تکمیلی سختگیرانه تری هستیم؛

▫️سیاست ممانعت از تحرک و مسافرت افراد ناقل و مبتلا بین  و درون شهرها و مناطق روستایی

▫️سیاست توزیع گسترده اقلام بهداشتی مثل ماسک و مواد ضدعفونی کننده در بین اقشار نیازمند(اعتبار دولتی و کمک خیرین)

▫️و…

در این بحران حتی رفتار یک نفر هم مهم است.

 

یازده:

🔻ادراک خطر کووید19

این روزها به تکرار این پاسخ را در سوال از علت مرگ افراد می شنویم؛ «او کرونا را جدی نمی گرفت و رعایت نمی کرد»

این گزاره  اشاره مستقیم به ادراک خطر فرد (hazard perception) بعنوان یک مقوله کلیدی تعیین رفتار  دارد.

ادراک خطر،  یعنی قضاوت ذهنی افراد در مورد ویژگی ها و شدت خطر  که نوعی مهارت ارزیابی در پیش‌بینی، بررسی و تشخیص خطر است.

درک خطر بخشی ضروری و تعیین کننده رفتار فرد در مواجهه با خطر ابتلاء به کروناویروس است و مهارت ناکافی در ادراک خطر نقشی مهم در رفتار پرخطر و قرار گرفتن در موقعیت تماس و آلوده شدن  دارد.

توانایی شخص برای ارزیابی وضعیتی که در آن قرار گرفته و اتخاذ اقدامات مراقبتی مناسب از خود و دیگران بسیار مهم است.

این ادراک از یک طرف به ویژگیهای فردی وابسته است و از طرف دیگر به استانداردها و علائم و نشانه هایی که فرد از محیط دریافت می کند و برهمکنش همه اینها در تصمیم گیری و رفتارش مؤثر است.

ادراک خطر نوعی توانایی است برای تصمیم گیری و رفتار ایمن ، که مستلزم آگاهی فرد از وضعیت خاصی که در آن قرار گرفته و آگاهی از نوع اقداماتی که باید انجام دهد، می باشد.

در عین حال، صرف آگاه بودن فرد از «خطرناک بودن یک موقعیت» و «توانمندیهای های خود» باعث انتخاب رفتار ایمن نمی شود. این دو موضوع باید با هم ترکیب شوند و رفتارها نیز باید منطبق با آن باشند.  (آیا این وضعیت خطرناکی برای من است؟ آیا من می توانم این موقعیت خطرناک را کنترل کنم؟)

در سطح فردی، درک خطر کروناویروس از فرآیندهای زیر تشکیل شده است:

  1. درک و توجه به موقعیت خطرناکی که بحران کروناویروس خلق کرده است
  2. پیش بینی این که این موقعیت خطرناک چگونه می توانند به ابتلاء و مرگ فرد یا عزیزانش منجر گردد
  3. ارزیابی این که ریسک این ابتلاء و مرگ چقدر است
  4. انتخاب و اجرای اقداماتی که حاشیه امنیت فرد را برای جلوگیری از ابتلاء و مرگ، افزایش می دهد.

وضعیت ادراک خطر در یک جامعه، خود متأثر از عوامل متعدد روانشناختی، جامعه شناختی، و فاکتورهای جمعیت¬شناختی است. سن، جنسیت، تحصیلات، وضعیت درآمدی و طبقه اجتماعی، آداب و رسوم اجتماعی، عقاید و باورها و  روحیه تقدیرگرایی  متغیرهای مهمی در فرهنگ خطرپذیری افراد جامعه در قبال کروناویروس دارند.

در سیاستگذاری های مقابله با کروناویروس بایستی به شواهد وضعیت ادراک خطر در افراد جامعه بعنوان یکی از دلایل اصلی مسؤلیت پذیریر نبودن افراد و مقاومت شان در قبال پذیرش سیاست ها توجه داشت.

 

دوازده:

🔻ریشه سیاست ها کجاست؟

تصور غالب این است که سیاست ها از یک سنجش کارشناسانه و تفکر آگاهانه مبتنی بر شواهد نشأت می گیرند اما، در دنیای واقعی زیست سیاستگذاری اغلب فرآیند سیاستگذاری مبهم تر و پیچیده تر از این تصویر است.

نمونه عینی چنین وضعیتی را می توان در تجربه مواجهه با #بحران_کرونا و اتخاذ نانوشته رویکرد سیاستی #ایمنی_گله‌ای در ایران دید!

در آغازین روزهای موج اول کرونا غالب دانشمندان اپیدمیولوژی کشور، ایده ایمنی گله ای را رد کرده و  توصیه اکید داشتند که کروناویروس را باید جدی گرفت و با آن مقابله سخت کرد اما،

گفته می‌شود با مشورت پزشک مورد وثوق رئیس جمهور، فرضیه مردود ایمنی گله ای بر ذهن رئیس جمهور می‌نشیند و اینگونه جلسه هفتم اسفندماه 1398 رئیس جمهور به یک شروع ناامید کننده تصمیمات راهبردی کشور در مواجهه با کروناویروس تبدیل می گردد.

اگر این روایت درست باشد می‌توان گفت؛ محصول مشورت و نفوذ کلام پزشک معتمد شخصی یک رهبر سیاسی می شود رها کردن امنیت سلامت مردم به امید واهی ایمنی گله‌ای و لذا، غلطیدن کشور به درون بحرانی پیچیده و پرهزینه با مرگ ده‌ها هزار هموطن تاکنون! و ده ها هزار مرگ در پیش روی ما! و شاید مرگ من، تو، یا عزیزانمان!

درس سیاستگذاری این تجربه تلخ، این است که چرا و چگونه سیاست‌ها ممکن است از روابط شخصی و نفوذ کلام بر سیاستمداران نشأت گیرند تا ملاحظات کارشناسی و تخصصی و تفکرات عالمانه و قضاوت از نگاه متکثر متخصصان حرفه‌ای!

براستی، چه کسی در پیشگاه تاریخ، پاسخگوی بار سهمگین انسانی، توسعه‌ای، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیط زیستی و حتی سلامتی این تصمیمات خواهد شد؟!

درگوشی با طبیبان بر مسند قدرت و سیاستگذاری :

خطای یک طبیب نهایتا جان یک انسان را می گیرد اما، خطای یک سیاستگذار، جان و آسایش میلیونها انسان را به باد می دهد!

نظرات